یمملغتنامه دهخدایمم . [ ی َ م َ ] (ع اِ) یم . (یادداشت مؤلف ). رجوع به یم شود. || کبوتر وحشی . (ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف ). و رجوع به یمام و یمامة شود.
تیمیملغتنامه دهخداتیمیم . [ ت َ ] (ع مص ) قصدکرد. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). قصد کردن و اراده نمودن . یقال : یممته بالرمح . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). |
یملغتنامه دهخدایم . [ ی َم م ] (ع اِ) دریا و در استعمال فارسی به تخفیف آید. (از آنندراج ). دریا و دریای بی نهایت عمیق . (ناظم الاطباء). دریا. (ترجمان القرآن جرجانی ص 108). بحر
طویلعلغتنامه دهخداطویلع. [ طُ وَ ل ِ ] (اِخ ) آبشخوری است به صمان . و در کتاب نصر آمده که طویلع وادیی است در راه بصره به یمامه میان دوّ و صمان . و در جامع الغوری آن موضعی است به
زحلوقةلغتنامه دهخدازحلوقة. [ زُ ق َ ] (ع اِ) مثل زحلوفه ، جای لغزیدن کودکان از بالابه نشیب و این (با قاف ) لغت تمیم است . ج ، زحالق ، زحالیق . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). بمعنی
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [اَ م َ ] (اِخ ) ابن علی بن ابراهیم بن الزبیر الغسانی الاسوانی المصری ، ملقب برشید و مکنی به ابوالحسین . اورا در سال 562 هَ . ق . بخبه بکشتند. و او کاتب ،