یلنبولغتنامه دهخدایلنبو. [ ی َ لَم ْ ] (اِ) (اصطلاح عامیانه ) یلمبو. رفتن و آمدن بی قصدی . بی کاری به هرجای رفتن . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به یلمبو شود.- یلنبو زدن ؛ یلمبو زدن
یلمبو زدنلغتنامه دهخدایلمبو زدن . [ ی َ ل َ زَ دَ ] (مص مرکب ) (اصطلاح عامیانه ) یلنبو زدن . بی کاری کاهلانه گشتن . رفتن و آمدن بی قصدی . بی قصد و نتیجه راه بسیار رفتن . ول گردیدن .
یلنجوجلغتنامه دهخدایلنجوج . [ ی َ ل َ ] (ع اِ) یلنجج . یلنجوجی . چوبی خوشبوی که بدان بخور کنند. (ناظم الاطباء).عود هندی است . (اختیارات بدیعی ) (از دهار). یلنجج . عود. (مهذب الاسم
یلنجوجیلغتنامه دهخدایلنجوجی . [ ی َ ل َ جی ی ] (ع اِ) یلنجج . یلنجوج . (ناظم الاطباء). رجوع به یلنجوج شود. || (ص نسبی ) عودفروش . (دهار).
ینبوبلغتنامه دهخداینبوب . [ یَم ْ ] (اِ) خرنوب نبطی . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). و رجوع به خرنوب و ینبوت شود.
ینبوتلغتنامه دهخداینبوت . [ یَم ْ ] (ع اِ) درخت خشخاش . (از صیدنه ٔ ابوریحان بیرونی ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). درخت کوکنار. (از برهان ). || درخت خرنوب یا درختی دیگر بزرگ . (ناظ
یلمبو زدنلغتنامه دهخدایلمبو زدن . [ ی َ ل َ زَ دَ ] (مص مرکب ) (اصطلاح عامیانه ) یلنبو زدن . بی کاری کاهلانه گشتن . رفتن و آمدن بی قصدی . بی قصد و نتیجه راه بسیار رفتن . ول گردیدن .
یلنجوجلغتنامه دهخدایلنجوج . [ ی َ ل َ ] (ع اِ) یلنجج . یلنجوجی . چوبی خوشبوی که بدان بخور کنند. (ناظم الاطباء).عود هندی است . (اختیارات بدیعی ) (از دهار). یلنجج . عود. (مهذب الاسم
یلنجوجیلغتنامه دهخدایلنجوجی . [ ی َ ل َ جی ی ] (ع اِ) یلنجج . یلنجوج . (ناظم الاطباء). رجوع به یلنجوج شود. || (ص نسبی ) عودفروش . (دهار).
ینبوبلغتنامه دهخداینبوب . [ یَم ْ ] (اِ) خرنوب نبطی . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). و رجوع به خرنوب و ینبوت شود.
ینبوتلغتنامه دهخداینبوت . [ یَم ْ ] (ع اِ) درخت خشخاش . (از صیدنه ٔ ابوریحان بیرونی ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). درخت کوکنار. (از برهان ). || درخت خرنوب یا درختی دیگر بزرگ . (ناظ