یللیلغتنامه دهخدایللی . [ ی َ ل َ لی / ی َل ْ ل َ لی ] (اِ)بانگ و فریادی که در حالت مستی و یا هنگام رسیدن خبر خوش می نمایند. (ناظم الاطباء). کلمه ای است که در وقت مستی و سماع و
یللیفرهنگ انتشارات معین(یَ لَ) (اِ.) (عا.) 1 - وقت تلف کردن ، عمر را به بطالت گذراندن . 2 - بیکارگی و تنبلی و تن آسانی کردن .
یللیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. [عامیانه] وقت خود را بیهوده هدر دادن؛ ولگردی؛ خوشگذرانی؛ یللیتللی.۲. (اسم، شبه جمله) [قدیمی] بانگ و فریادی که در حالت خوشی و مستی برآورند. یللی زدن: (مصدر
یلی زنفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. کسی که یللی بزند.۲. آنکه در وقت خوشی و شادی بانگ بردارد: ◻︎ گشته یلیزن همه بر بانگ نی / همچو زنان یله از بهر می (امیرخسرو: لغتنامه: یلیزن).
یلیلغتنامه دهخدایلی . [ ی َ لی / ی َل ْ لی ] (اِ) یللی . بانگ و فریادی که در حالت مستی و یا هنگام رسیدن خبر خوش می نمایند. (ناظم الاطباء). رجوع به یللی شود. || به زیر آمدن چیزی