یشتهالغتنامه دهخدایشتها. [ ی َ ] (اِخ ) یشت به معنی نیایش و فدیه و مانند آن است و آن مجموعه ٔ سرودهایی برای هرمزد و ایزدان هفتگانه یعنی امشاسپندان و فرشتگان دیگر است و ظاهراً اصل
یشتاسبلغتنامه دهخدایشتاسب . [ ] (اِخ ) گشتاسب . (یادداشت مؤلف ). وشتاسب . رجوع به گشتاسب و مقدمه ٔ ابن خلدون ص 6 و تجارب الامم ص 53 و 54 شود.
یشته کردنلغتنامه دهخدایشته کردن . [ ی َ ت َ / ت ِ ک َدَ ] (مص مرکب ) دعا خواندن و نماز کردن و درود خواندن بر طعام . (ناظم الاطباء). زمزمه کردن . (آنندراج ).
ناردرخشلغتنامه دهخداناردرخش . [ دَ رَ ] (اِخ ) مؤلف یشتها بنقل از یاقوت آرد: مؤلف دیگری مینویسد که ناردرخش آتشکده ٔ معروف مغها در شیز واقع است و پادشاهان ایران در هنگام به تخت نش
رام یشتلغتنامه دهخدارام یشت . [ ی َ ] (اِخ ) نام یشت پانزدهم از یشتهای بیست ویک گانه ٔ اوستا. این یشت موجود است و بارتولمه آن را از آثار متأخر محسوب میداردولی کریستنسن بخشی از آن
گوش یشتلغتنامه دهخداگوش یشت . [ ی َ ] (اِخ ) نام یکی از یشتهای بیست و یک گانه ٔ اوستا. رجوع به مزدیسنا ص 131 شود.
اژنیوسلغتنامه دهخدااژنیوس . [ اُ ژِ ] (اِخ ) امپراطور روم . رجوع به اژن و یشتها تألیف پورداود ج 1 ص 414 شود.