یسلونلغتنامه دهخدایسلون . [ ی ِ س ُ ] (اِخ )خاتون بزرگتر جغتای مغول پسر چنگیزخان که پس از مرگ وی به کمک حبش عمیدالملک و ارکان دولت به تمشیت امور ملک پرداخت . (از تاریخ جهانگشا ج
یالونیکلغتنامه دهخدایالونیک . (ص ، اِ) بهادر و پهلوان و قوی هیکل و بلندقد و پهلوان نامی . (از ناظم الاطباء). پهلوان شجاع و مرد دلاور. (از شعوری ج 2 ورق 444 الف ). || سلوک عاشقان .
یسونلغتنامه دهخدایسون . [ ی َ ] (ترکی ، اِ) رسم و عادت و استعمال وطریقه . (ناظم الاطباء). دستور را گویند. (آنندراج ).
یسونجین بیگیلغتنامه دهخدایسونجین بیگی . [ ی َ ب َ ] (اِخ ) محترم ترین زن چنگیزخان مغول ، که پس از مرگ چنگیز فرزندان او زمام کارهای بزرگ را در دست گرفتند. (از تاریخ مغول ص 84 و 85). بزرگ
یالونیکلغتنامه دهخدایالونیک . (ص ، اِ) بهادر و پهلوان و قوی هیکل و بلندقد و پهلوان نامی . (از ناظم الاطباء). پهلوان شجاع و مرد دلاور. (از شعوری ج 2 ورق 444 الف ). || سلوک عاشقان .
یسونلغتنامه دهخدایسون . [ ی َ ] (ترکی ، اِ) رسم و عادت و استعمال وطریقه . (ناظم الاطباء). دستور را گویند. (آنندراج ).
یسونجین بیگیلغتنامه دهخدایسونجین بیگی . [ ی َ ب َ ] (اِخ ) محترم ترین زن چنگیزخان مغول ، که پس از مرگ چنگیز فرزندان او زمام کارهای بزرگ را در دست گرفتند. (از تاریخ مغول ص 84 و 85). بزرگ