یزهلغتنامه دهخدایزه . [ ای زَ / زِ ] (پسوند) یژه . صورتی از ایزه ، علامت تصغیر: نایزه . نایژه . (یادداشت مؤلف ). خمبلیزه ، به معنی خمبره که خم بسیار کوچک است . (لغت محلی شوشتر
یزه تهلغتنامه دهخدایزه ته . [ ی َ زَ ت َ ] (اِخ ) ریشه ٔ ایزد. (یادداشت مؤلف ). یزته . رجوع به ایزد شود.
الیزهلغتنامه دهخداالیزه . [ اَ زِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش رودبار شهرستان رشت ، متصل به محله ٔ بالارودبار در کنار شوسه ٔ قزوین - رشت . در کوهستان و کنار سفیدرود واقع
الیزهفرهنگ نامها(تلفظ: elize) (فرانسوی) (در اساطیر) الیزه یا شانزلیزه مقر زیرزمینی اشباح متقی و بهشت یونانیان و رومیان است ؛ نام روستایی در رودبار .
یزه تهلغتنامه دهخدایزه ته . [ ی َ زَ ت َ ] (اِخ ) ریشه ٔ ایزد. (یادداشت مؤلف ). یزته . رجوع به ایزد شود.
الیزهلغتنامه دهخداالیزه . [ اَ زِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش رودبار شهرستان رشت ، متصل به محله ٔ بالارودبار در کنار شوسه ٔ قزوین - رشت . در کوهستان و کنار سفیدرود واقع
الیزهفرهنگ نامها(تلفظ: elize) (فرانسوی) (در اساطیر) الیزه یا شانزلیزه مقر زیرزمینی اشباح متقی و بهشت یونانیان و رومیان است ؛ نام روستایی در رودبار .
زاهیلغتنامه دهخدازاهی .(ع ص ) اسم فاعل از زها یزهو، زهواً، روی و هر چیز زیبا و درخشان . (اقرب الموارد). زاهر. بهی . مقابل کدرو تیره . (القاموس العصری ، عربی - انگلیسی ). آنچه می