یزنهلغتنامه دهخدایزنه . [ ی َ ن َ / ن ِ ] (ترکی ، اِ) شوهر خواهر. (ناظم الاطباء)(از فرهنگ جهانگیری ) (از غیاث ) (آنندراج ) (از انجمن آرا). آیزنه . ظأم . ظأب . شوی خواهر. (یادد
ظأملغتنامه دهخداظأم . [ ظَءْم ْ ] (ع مص ) با زنی آرمیدن . || باجناغ شدن .دو خواهر را دو مرد خواستن و در نکاح آوردن . || (اِ) شوی خواهر مرد. یِزنه . || باجناق . هم زلف . هم سلف
ظأبلغتنامه دهخداظأب . [ ظَءْب ْ ] (ع اِ) بانگ و فریاد و غوغا. || سخن . || آواز تکه هنگام مست شدن . آواز بز کوهی گاه برجستن بر ماده . || ستم . || شوی خواهر. یِزنه . || کسی که خ