یزدگردلغتنامه دهخدایزدگرد. [ ی َ گ ِ ] (اِخ ) نام چندتن از سلاطین ساسانی است . (از یادداشت مؤلف ). نام چندتن از پادشاهان ایران بوده هریک لقبی داشته اند. (انجمن آرا) (آنندراج ).
یزدگردلغتنامه دهخدایزدگرد. [ ی َ گ ِ ] (اِخ ) یزدگرد اول ، پسر شاهپور سوم در 399 م . به تخت نشست . در روایات ایرانی این شاه را گناهکار (بزه کار)، اثیم ، خوانده اند ولیکن مورخین خا
یزدگردلغتنامه دهخدایزدگرد. [ ی َ گ ِ ] (اِخ ) یزدگرد دوم ، پسر بهرام گور شانزدهمین پادشاه ساسانی ، بعد از پدر به تخت نشست و حملات هیاطله ، به ایالات شمال شرقی در ایران مجالی به او
یزدگردلغتنامه دهخدایزدگرد. [ ی َ گ ِ ] (اِخ ) یزدگرد سوم ، سی و پنجمین پادشاه ساسانی ، در سال 632 م . به تخت نشست . نسب اودرست معلوم نیست . طبری گوید که پسر شهریار (نوه ٔ خسرو پرو
یزدگردفرهنگ نامها(تلفظ: yazdgerd) به معنی آفریدهی یزدان ، یا ایزد آفریده است ؛ (در اعلام) نام پدر بهرام گور که پس از مرگ برادر خود ' بهرام شاپور ' به پادشاهی نشست ؛ نام پسر بهر
یزدگردآبادلغتنامه دهخدایزدگردآباد. [ ی َ گ ِ ] (اِخ ) صاحب تاریخ قم ذیل اسامی دیه های قاسان دیهی به نام یزدگردآباد و دیه دیگری به نام مزرعه یزدگردآباد ضبط کرده است . (از تاریخ قم ص 13
یزدگردیلغتنامه دهخدایزدگردی . [ ی َ گ ِ ] (ص نسبی ) منسوب به یزدگرد که نام چندتن از پادشاهان ساسانی بود. (یادداشت مؤلف ). || یزدجردی : ماههای یزدگردی . (یادداشت مؤلف ).- تاریخ یز
شهرستان یزدگردلغتنامه دهخداشهرستان یزدگرد. [ ش َ رِ ن ِ ی َ دِ گ ِ ] (اِخ ) قلعه ای بوده در استرآباد که برای جلوگیری از هجوم بادیه نشینان ساخته بودند. (یادداشت مؤلف ). ظاهراً با شهر فیرو
تاریخ یزدگردیلغتنامه دهخداتاریخ یزدگردی . [ خ ِ ی َ گ ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون در ذیل کلمه ٔ تاریخ آرد: و از آنجمله تاریخ فرس است و به تاریخ یزدگردی و یا تا
یزدگردیلغتنامه دهخدایزدگردی . [ ی َ گ ِ ] (ص نسبی ) منسوب به یزدگرد که نام چندتن از پادشاهان ساسانی بود. (یادداشت مؤلف ). || یزدجردی : ماههای یزدگردی . (یادداشت مؤلف ).- تاریخ یز
یزدگردآبادلغتنامه دهخدایزدگردآباد. [ ی َ گ ِ ] (اِخ ) صاحب تاریخ قم ذیل اسامی دیه های قاسان دیهی به نام یزدگردآباد و دیه دیگری به نام مزرعه یزدگردآباد ضبط کرده است . (از تاریخ قم ص 13
تاریخ یزدگردیلغتنامه دهخداتاریخ یزدگردی . [ خ ِ ی َ گ ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون در ذیل کلمه ٔ تاریخ آرد: و از آنجمله تاریخ فرس است و به تاریخ یزدگردی و یا تا
شهرستان یزدگردلغتنامه دهخداشهرستان یزدگرد. [ ش َ رِ ن ِ ی َ دِ گ ِ ] (اِخ ) قلعه ای بوده در استرآباد که برای جلوگیری از هجوم بادیه نشینان ساخته بودند. (یادداشت مؤلف ). ظاهراً با شهر فیرو