یزدادلغتنامه دهخدایزداد. [ ی َ ] (اِخ ) پسرخسرو انوشیروان و پدر مهان دخت که مادر فیروز پادشاه ساسانی بوده است . (از مجمل التواریخ والقصص ص 83).
یزدادفرهنگ نامها(تلفظ: yaz dād) خداداد ؛ (در اعلام) پسر خسرو انوشیروان و پدرِ مهان دخت که مادر فیروز ساسانی بوده است.
یزدادیلغتنامه دهخدایزدادی . [ ی َ ] (ص نسبی ) منسوب است به یزداد که انتساب اجدادی است . (از لباب الانساب ).
یزدادیلغتنامه دهخدایزدادی . [ ی َ ] (اِ) نوعی از قلیه و یا قیمه که پس از پخته شدن بر بالای آن تخم مرغ گذارند. (ناظم الاطباء) (از انجمن آرا) (آنندراج ) (از برهان ) : خورد مخالفان ت
یزدادیلغتنامه دهخدایزدادی . [ ی َ ] (اِخ ) احمدبن حسن بن عبداﷲبن یزداد سرخسی یزدادی ، مکنی به ابوالعباس و معروف به شیخ الاسلام . از راویان بود و از ابوعبداﷲ حسین بن احمد روایت دار
یزدادیلغتنامه دهخدایزدادی . [ ی َ ] (اِخ ) علی بن محمدبن احمد... ابن یزداد رازی یزدادی ، او پسر ابوعبداﷲ خازن است و در بخارا سکنی گزید و بعد به سمرقند رفت و در آنجا درگذشت . یزداد
یزدادیلغتنامه دهخدایزدادی . [ ی َ ] (اِخ ) محمدبن احمدبن موسی بن یزداد رازی یزدادی فقیه حنفی ، مکنی به ابوعبداﷲ از عم خویش علی بن موسی قمی و محمدبن ایوب رازی و جز آن دو حدیث شنید
یزدادیلغتنامه دهخدایزدادی . [ ی َ ] (ص نسبی ) منسوب است به یزداد که انتساب اجدادی است . (از لباب الانساب ).
یزدادیلغتنامه دهخدایزدادی . [ ی َ ] (اِخ ) احمدبن حسن بن عبداﷲبن یزداد سرخسی یزدادی ، مکنی به ابوالعباس و معروف به شیخ الاسلام . از راویان بود و از ابوعبداﷲ حسین بن احمد روایت دار
یزدادیلغتنامه دهخدایزدادی . [ ی َ ] (اِخ ) علی بن محمدبن احمد... ابن یزداد رازی یزدادی ، او پسر ابوعبداﷲ خازن است و در بخارا سکنی گزید و بعد به سمرقند رفت و در آنجا درگذشت . یزداد
یزدادیلغتنامه دهخدایزدادی . [ ی َ ] (اِخ ) محمدبن احمدبن موسی بن یزداد رازی یزدادی فقیه حنفی ، مکنی به ابوعبداﷲ از عم خویش علی بن موسی قمی و محمدبن ایوب رازی و جز آن دو حدیث شنید
یزدادیلغتنامه دهخدایزدادی . [ ی َ ] (اِخ ) محمدبن عبداﷲبن یزداد... رازی یزدادی ، مکنی به ابوبکر و معروف به ابن الخباز، در بخارا سکنی گزید و در همانجا به سال 353 هَ . ق . درگذشت .