باغ یریلغتنامه دهخداباغ یری . [ ی ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قوری چای بخش قره آغاج شهرستان مراغه که در 37 هزارگزی شمال باختری قره آغاج و 7 هزارگزی جنوب شوسه ٔ مراغه به میانه واقع
یری هایریلغتنامه دهخدایری هایری . [ ی ِ ها ی ِ ] (ترکی ، ق مرکب ) به معنی بجنب ها بجنب . (مأخوذ از مصدر یریماق ترکی = یریمک ) به معنی برو ها برو. برو پیش برو و آن عبارتی است که به ک
یریحولغتنامه دهخدایریحو. [ ی ِ ] (اِخ ) ایریحو. یریحا. نام محلی نزدیک بیت المقدس : یکی مرد فرود آمد از اورشلیم تا یریحو. (ترجمه ٔ دیاتسارون ص 224).
باغ یریلغتنامه دهخداباغ یری . [ ی ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قوری چای بخش قره آغاج شهرستان مراغه که در 37 هزارگزی شمال باختری قره آغاج و 7 هزارگزی جنوب شوسه ٔ مراغه به میانه واقع
یری هایریلغتنامه دهخدایری هایری . [ ی ِ ها ی ِ ] (ترکی ، ق مرکب ) به معنی بجنب ها بجنب . (مأخوذ از مصدر یریماق ترکی = یریمک ) به معنی برو ها برو. برو پیش برو و آن عبارتی است که به ک
لایریلغتنامه دهخدالایری . [ ی ُ را ] (ع ص مرکب ) (از: لا +یری ) که بدیده درنیاید. نامشهود. پوشیده . نامرئی .
ازسرگیریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد یری، عود، برگشت، رجعت تواتر، بسامد، کثرت وقوع، حرکت برگشتی، نوسان مکررگویی
یریحولغتنامه دهخدایریحو. [ ی ِ ] (اِخ ) ایریحو. یریحا. نام محلی نزدیک بیت المقدس : یکی مرد فرود آمد از اورشلیم تا یریحو. (ترجمه ٔ دیاتسارون ص 224).