یردلغتنامه دهخدایرد. [ ی َ ] (اِخ ) نام پدر ادریس نبی . (یادداشت مؤلف ) (ناظم الاطباء). رجوع به تاریخ سیستان ذیل ص 42 و تاریخ گزیده ص 25 و 30 و 130 شود.
یردلغتنامه دهخدایرد. [ ی ُ ] (ترکی ، اِ) یرت . یورد. یورت . جا. منزل . (یادداشت مؤلف ). رجوع به یرت شود.
یردشیرلغتنامه دهخدایردشیر. [ ی َ ] (اِخ ) مصحف بردسیرشهری به کرمان . (منتهی الارب ). رجوع به بردسیر شود.
یردشیرلغتنامه دهخدایردشیر. [ ی َ ] (اِخ ) مصحف بردسیرشهری به کرمان . (منتهی الارب ). رجوع به بردسیر شود.
خاک یردلغتنامه دهخداخاک یرد. [ ] (اِخ ) دهی است کوچک از دهستان رودبار بخش معلم کلایه شهرستان قزوین واقع در 24 هزارگزی جنوب باختر معلم کلایه و 30 هزارگزی راه عمومی و دارای 38 تن سکن
بله جارلغتنامه دهخدابله جار. [ ب َ ل ِ ] (اِخ )دهی از دهستان یرده ، بخش مرکزی شهرستان سقز. سکنه ٔ آن 260 تن . آب آن از چشمه و محصول آن غلات ، لبنیات ، حبوب و توتون است . (از فرهنگ