یرانلغتنامه دهخدایران . [ ی َرْ را ] (ع ص ، از اتباع ) از اتباع حران است .(ناظم الاطباء). حران به معنی تشنه از حر و نیز به معنی سخت حرون و سرکش است : «حرن الفرس » و حران و یران
حران یرانلغتنامه دهخداحران یران . [ ح َرْ را ی َرْ را ] (ع ص مرکب ، از اتباع ) حران یران از اتباع است . (مهذب الاسماء) (معجم البلدان ). رجوع به حَرّان شود.
حران یرانلغتنامه دهخداحران یران . [ ح َرْ را ی َرْ را ] (ع ص مرکب ، از اتباع ) حران یران از اتباع است . (مهذب الاسماء) (معجم البلدان ). رجوع به حَرّان شود.
کوشار پایینلغتنامه دهخداکوشار پایین . (اِخ ) دهی از دهستان ززوماهرو که در بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع است و183 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی یران ج 6).
ارقانلغتنامه دهخداارقان . [ اِ ] (ع اِ)درختی است سرخ . || حنا. رقون . رقان . ایرقان . فعیولیون . برنا. یرنا. یران . (اختیارات بدیعی ). رجوع به حنا شود. || زعفران . || دم الاخوین
حرانلغتنامه دهخداحران . [ ح َرْ را ] (اِخ ) هاران . یاقوت گوید: شاید فَعّال یعنی صیغه ٔ مبالغه باشد از حَرَن َ الفرس ، آنگاه که نافرمانی کند و باشد که فَعْلان بود از حَرّ، به مع