یخرُفتmoraineواژههای مصوب فرهنگستانکومه یا پشته یا دیگر انباشتهای یخساری جورنشدۀ (unsorted) بدون چینه
یخرُفت یخکاستیablation moraineواژههای مصوب فرهنگستانلایهای از قطعات سنگی که بر روی یخ در طی برسابش یخساری قرار میگیرد
پشتۀ یخرُفتیesker/ asar/ eschar/ eskar/ osarواژههای مصوب فرهنگستانپشتۀ ساختهشده از انباشتههای شن و ماسۀ یخساری
جسم منتقلشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت تقلشده، محموله، کالا، بار، باگاژ کانتینر توشه چمدان، جامهدان، کیف دستی، کیف (ساک) بارگیری آبآورده، رسوب، نهشته، یخرفت ملک منتقلشده: وثیقه، ملک
یخنهشتهسنگtilliteواژههای مصوب فرهنگستانسنگ رسوبی سخت و محکمشده که از سنگی شدن یخرفت یخساری تشکیل شده است