یخسارglacierواژههای مصوب فرهنگستانتودۀ بزرگی از یخ که روی خشکی تشکیل میشود و به پایینِ شیب میخزد متـ . یخچال طبیعی
یخسار قارهایcontinental glacierواژههای مصوب فرهنگستانورقهای پیوسته از خشکییخ که پهنۀ وسیعی را میپوشاند و در چند جهت به بیرون حرکت میکند متـ . یخ قارهای continental ice
یخسار نافعالpassive glacier, dead glacierواژههای مصوب فرهنگستانیخساری با جریان بسیار کُند که در شرایط قارهای عرضهای بالایی کرۀ زمین، جایی که مقدار انباشت و یخکاست ناچیز است، رخ میدهد
یخسار نافعالpassive glacier, dead glacierواژههای مصوب فرهنگستانیخساری با جریان بسیار کُند که در شرایط قارهای عرضهای بالایی کرۀ زمین، جایی که مقدار انباشت و یخکاست ناچیز است، رخ میدهد
انباشت 2accumulation 2واژههای مصوب فرهنگستاندر یخسارشناسی، مقدار برف یا دیگر شکلهای آب جامد که به یخسار یا میدان برف افزوده میشود