یخرُفتmoraineواژههای مصوب فرهنگستانکومه یا پشته یا دیگر انباشتهای یخساری جورنشدۀ (unsorted) بدون چینه
یخرُفت یخکاستیablation moraineواژههای مصوب فرهنگستانلایهای از قطعات سنگی که بر روی یخ در طی برسابش یخساری قرار میگیرد
tillدیکشنری انگلیسی به فارسیتا، دخل پول، کشو، دخل دکان، قلق، یخ رفت، کشت کردن، زراعت کردن، زمین را کاشتن، خیش زدن، خیش کشیدن، تا وقتی که، تا اینکه، تاانکه
tillsدیکشنری انگلیسی به فارسیتیلز، دخل پول، کشو، دخل دکان، قلق، یخ رفت، کشت کردن، زراعت کردن، زمین را کاشتن، خیش زدن، خیش کشیدن
یخنهشتهسنگtilliteواژههای مصوب فرهنگستانسنگ رسوبی سخت و محکمشده که از سنگی شدن یخرفت یخساری تشکیل شده است