6 مدخل
ویرانگر، ویران کردن، خراب کردن، تاراج کردن، پایمال کردن
ویرانگرانه
تخریب، خرابی، انهدام
کاهش ارزش، تنزل قیمت دادن، از ارزش و شخصیت کسی کاستن
ویرانگر، خراب کننده