123 مدخل
منفور، پژمان کردن، افسردن، دل شکسته کردن
اخراج، افسردگی، دلمردگی، پژمانی، پژمردگی
منفجر کننده
محروم شده، نژند، افسرده، منکوب، محزون ومغموم، پژمان، ملول
دزدی، پژمان کردن، افسردن، دل شکسته کردن