یسلغتنامه دهخدایس . [ ی َس س ] (ع مص ) رفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). سیر کردن و رفتن . (ناظم الاطباء).
یسلغتنامه دهخدایس . [ یاسین ] (اِخ ) ابن زین الدین حمصی شافعی مشهور به علیهمی . رجوع به علیهمی ... شود.
یسلغتنامه دهخدایس . [ یاسین ] (اِخ ) نام سوره ٔ 36 از قرآن مجید، پیش از سوره ٔ صافات و پس از سوره ٔ ملائکه ، دارای 83 آیه و آن مکیه است . (یادداشت مؤلف ). نام سوره ای از قرآن
يسفرهنگ واژگان قرآناز حروف مقطعه و رموز قرآن (در روايتي از امام صادق عليه السلام آمده که يس يکي از اسماء رسول خدا (صلياللهعليهوآلهوسلّم) است ، و معنايش يا ايها السامع للوحي (هان ا
یثربیلغتنامه دهخدایثربی . [ ی َ رِ بی ی ] (ص نسبی ) منسوب به یثرب . اهل یثرب . از مردم یثرب . از مردم مدینه .
یثموملغتنامه دهخدایثموم . [ ی َ ] (ع اِ) یز. (منتهی الارب ). نام گیاهی که به فارسی یز و به تازی ثُمام نیز گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به یز و ثمام شود.
یثریطلغتنامه دهخدایثریط. [ی ُ ] (ع فعل ) شتری که پیاپی ریخ زند. (آنندراج ). فعل مضارع از اثراط البعیر یثریط، مانند اهراق الماء یهریق ؛ یعنی پیاپی ریخ می زند آن شتر. (ناظم الاطباء
یثااهوویریولغتنامه دهخدایثااهوویریو. [ ی َ اَ هو وَ ری ُ ] (اِخ ) یکی از ادعیه ٔ زردتشتیان . تقسیم اوستا به بیست و یک نسک برای برابر ساختن تقسیمات اوستا با عدد این دعا بوده است . (از ا
یثربیلغتنامه دهخدایثربی . [ ی َ رِ بی ی ] (ص نسبی ) منسوب به یثرب . اهل یثرب . از مردم یثرب . از مردم مدینه .
یثموملغتنامه دهخدایثموم . [ ی َ ] (ع اِ) یز. (منتهی الارب ). نام گیاهی که به فارسی یز و به تازی ثُمام نیز گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به یز و ثمام شود.
یثریطلغتنامه دهخدایثریط. [ی ُ ] (ع فعل ) شتری که پیاپی ریخ زند. (آنندراج ). فعل مضارع از اثراط البعیر یثریط، مانند اهراق الماء یهریق ؛ یعنی پیاپی ریخ می زند آن شتر. (ناظم الاطباء
یثااهوویریولغتنامه دهخدایثااهوویریو. [ ی َ اَ هو وَ ری ُ ] (اِخ ) یکی از ادعیه ٔ زردتشتیان . تقسیم اوستا به بیست و یک نسک برای برابر ساختن تقسیمات اوستا با عدد این دعا بوده است . (از ا