یتیمةلغتنامه دهخدایتیمة. [ ی َ م َ ] (ع ص ، اِ) مؤنث یتیم . گویند یتیمة صغیرة.(ناظم الاطباء)؛ دختر بی پدر. (فرهنگ فارسی معین ). || هرچه ظریف و بی نظیر بود. (فرهنگ وصاف از آنندرا
حاتمیلغتنامه دهخداحاتمی . [ ت ِ ] (اِخ ) محمدبن الحسین . ثعالبی در یتیمة گوید او پسر ابوعلی شاعر کاتب است و بلاغت نثر را با براعت نظم جمع کرده و در وقعة الادهم او را رساله ای معر
ابومنصورلغتنامه دهخداابومنصور. [ اَ م َ ] (اِخ ) ثعالبی . عبدالملک بن محمد نیشابوری صاحب یتیمةالدهر. رجوع به ثعالبی ... شود.
تاجریلغتنامه دهخداتاجری . (اِخ ) ابوعبداﷲ محمدبن ابراهیم وزیر خوارزم . در یتیمةالدهر چ دمشق ج 4 ص 156 اشعاری از وی نقل شده است .
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ )ابن ابی طاهر الاسفراینی مکنی به ابوحامد. امام اصحاب حدیث به بغداد. و ثعالبی در یتیمه ذکر او آورده و گوید: و هو صدر فقهاء البغداد. و انه ب
محمدلغتنامه دهخدامحمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن حسین ، مکنی به ابوالفضل معروف به ابن العمید. رجوع به ابن عمید و یتیمة الدهر ثعالبی ج 3 شود.