یاوندلغتنامه دهخدایاوند. [ وَ ] (اِ) پادشاه ، یاوندان ؛ پادشاهان . (فرهنگ اسدی ) (از جهانگیری ) (از برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا) (از ناظم الاطباء) : چو یاوندان به مجلس می گرفتن
یاوندانفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهپادشاه: ◻︎ چو یاوندان به مجلس می گرفتند / ز مجلس مست چون گشتند رفتند (رودکی: ۵۴۷).
یاوندانفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهپادشاه: ◻︎ چو یاوندان به مجلس می گرفتند / ز مجلس مست چون گشتند رفتند (رودکی: ۵۴۷).
یادندانلغتنامه دهخدایادندان . [ دَ ] (اِ) پادشاهان جهان و خداوندان دوران . (برهان ) (آنندراج ). مصحف یاوندان است . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). و رجوع به یاوند شود.
مرورگرواژهنامه آزادبرنامه ایست مخصوص بازکردن صفحاتِ وِب. ترجمه کلمه browser از انگلیسی می باشد. کاوشگر جستجوگر یاونده تار تارو:رفتن به تار؛ تار + رو ناوشگر. نرم ابزاری است که رویه
انفاللغتنامه دهخداانفال . [ اَ ] (ع اِ)ج ِ نَفَل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). غنیمتها که از کفار گیرند. (غیاث اللغات ) : یسئلونک عن الانفال . (قرآن 1/8)؛ می
رفتنلغتنامه دهخدارفتن . [ رَ ت َ ] (مص ) حرکت کردن . خود را حرکت دادن . (ناظم الاطباء). روان شدن از محلی به محل دیگر. (ازناظم الاطباء). خود را منتقل کردن از جایی به جایی . نقل ک