یاهیالغتنامه دهخدایاهیا. [ هی یا ] (اِخ ) صاحب مجمل التواریخ ذیل طوفان نوح آرد: و اندر کتاب سیر چنین خواندم که از سخونت آب عذاب ، قیر کشتی همی گداخت ، پس خدای تعالی نامی از نامها
یاغیانهلغتنامه دهخدایاغیانه . [ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، ق مرکب ) (مرکب از «یاغی » ترکی + «انه » فارسی غالباً قید حالت در جمله باشد) چون یاغیان . یاغی صفت : پس چو عادت سرنگونیها دهم ز
یاه یاهلغتنامه دهخدایاه یاه . (ع اِ فعل ) کلمه ٔ فعل ، یعنی پیش بیا. (ناظم الاطباء). پیش بیا و آن کلمه ای است که شبانان بدان صاحب خود را خوانند. (از منتهی الارب ). به تکرار و کسر ه
مصوبلغتنامه دهخدامصوب . [ م ُ ص َوْ وَ ] (ع ص ) نعت مفعولی از تصویب . راستگوی دانسته شده و راستگوی شمرده شده . || مصدق . تصویب شده . تأییدشده . آنچه مورد تأیید و موافقت مقام ی
طوفان نوحلغتنامه دهخداطوفان نوح . [ ن ِ نو ] (اِخ ) مصیبت و بلیه ای که بر بنی نوع بشر آمده و هیچ یک از بنی نوع بشر جز هشت نفر خانواده ٔ نوح رهائی نیافتند. (قاموس کتاب مقدس ). فروگرفت