یانیکلغتنامه دهخدایانیک . (اِخ ) از طوایف ترکمن ساکن ایران ، دارای 250 خانوار. (جغرافیای کیهان ص 104).
یانکیلغتنامه دهخدایانکی . (اِ) نامی است که مردم انگلستان به استهزا به مردم اتازونی داده اند و سپس از طرف جنوبی های آمریکا به شمالیها داده شده و اکنون در همه جا این نام از روی است
یانیلغتنامه دهخدایانی . (اِخ ) نامی است که رومیان به حضرت یحیی علیه السلام اطلاق می نمودند. اصلاً عبرانی و به شکل «یوحنا» بوده است . چند نفر دیگر از معصومان نصارا به این اسم موس
یانیلغتنامه دهخدایانی . (اِخ ) نام چندتن از امپراطوران روم شرقی بوده است . (از قاموس الاعلام ترکی ).
مقرلغتنامه دهخدامقر. [ م َ ق ِ ] (ع اِ) درخت صبر، یا درختی شبیه به آن . (منتهی الارب ).دارویی که آن را صبر گویند. (ناظم الاطباء). || زهر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطبا
تلقیفلغتنامه دهخداتلقیف . [ ت َ ] (ع مص ) فروبردن طعام از گلو. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بلعیدن طعام . (از اقرب الموارد). || فروخورانیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج
شاهیلغتنامه دهخداشاهی . (اِ) نام حلوایی است که از تخم مرغ و نشاسته پزند. (شرفنامه ٔ منیری ). نام حلوایی است بسیار لطیف و لذیذ که از نشاسته و تخم مرغ سازند. (برهان قاطع)(از فرهنگ