یانعلغتنامه دهخدایانع. [ ن ِ ] (ع ص ) ثمر رسیده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد): ثمر یانع؛ میوه ٔ رسیده . (از ناظم الاطباء). میوه ٔ رسیده و پخته . (غیاث اللغات ). مقا
الیانافرهنگ نامها(تلفظ: elyānā) (ترکی) نیکی و هدیه؛ (به مجاز) به معنی مأنوس ، دوست داشتن ایل ، دوست مشوق ایل.
الیاناتلغتنامه دهخداالیانات . [ اَل ْ ] (ع ص ، اِ) ج ِ اَلیانَة. (اقرب الموارد). رجوع به الیانة و الیان شود.
الیاناتلغتنامه دهخداالیانات . [ اَل ْ ] (ع ص ، اِ) ج ِ اَلیانَة. (اقرب الموارد). رجوع به الیانة و الیان شود.
stevedoreدیکشنری انگلیسی به فارسیکشتی گیر، کارگر بارانداز، متصدی یاناظر بارگیری وبار اندازی، بارگیری و باراندازی کردن