یافتهلغتنامه دهخدایافته . [ ت َ ] (اِخ ) کوهی است در غرب ایران نزدیک خرم آباد میان قلیان کوه و اشتران کوه . (جغرافیای غرب ایران ص 29).
یافتهلغتنامه دهخدایافته . [ ت َ / ت ِ ] (ن مف ) پیداشده . حاصل شده و میسرشده . (ناظم الاطباء). به دست آمده : فریفته تر از آن کس نبود که یافته به نایافته دهد. (قابوس نامه ).- رغبت
یافتهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. دستاورد: یافتههای پزشکی.۲. (اسم) [قدیمی] قبض رسید.۳. [قدیمی] پیداشده؛ بهدستآمده.
یافتهfindواژههای مصوب فرهنگستانآنچه از اکتشافات باستانشناختی به دست میآید یا مکانی که عملیات اکتشافی در آن صورت میگیرد
یافتهگاهfind-spot/ findspot, find placeواژههای مصوب فرهنگستانمکانی که یک یافته یا اثر باستانشناختی در آن یافت میشود
یافتهنامهguide 3واژههای مصوب فرهنگستانسیاههای از انواع مختلف یافتهها با مشخصههای تمایزدهندۀ آنها