یافالغتنامه دهخدایافا. (اِخ ) شهری به فلسطین کنار دریای مدیترانه ، با 71000 تن سکنه . منسوب بدان یافی است . شهری است بر ساحل بحرالشام از اعمال فلسطین میان قیساریة و عکا در اقلیم
یافعلغتنامه دهخدایافع. [ ف ِ ] (اِخ ) ناحیتی به جنوب عمان و عمان مملکتی است واقع در جنوب بحر فارس که آن را بحر عمان نیز گویند حد شرقی آن که کوه راس الحدید باشد متصل به بحر هند و
یافعلغتنامه دهخدایافع. [ ف ِ ] (ع ص ) کودک بالیده . (آنندراج ). جوان بلندبالا. (کنز اللغات ). مردآسا شده . (السامی فی الاسامی ). کودک که هیئت مردان گرفته باشد. (دهار). غلام یافع
یافونیلغتنامه دهخدایافونی . (ص نسبی ) منسوب به یافا، شهری به ساحل بحر الشام . (یادداشت مؤلف ). رجوع به یافا و انساب سمعانی و معجم البلدان ذیل یافا شود.
ژافالغتنامه دهخداژافا.(اِخ ) نام پرده ای بزرگ در موزه ٔ لوور که مبتلاشدگان به مرض طاعون را در شهر یافا در حالی که بناپارت با ژنرال های خود در بیمارستانی به عیادت ایشان رفته است