یازشلغتنامه دهخدایازش . [ زِ ] (اِمص ) اسم مصدر از یازیدن . قصد و آهنگ و اراده . (برهان ) (آنندراج ). تمایل . توجه . گرایش . (یادداشت مؤلف ) : نه دراز ودراز یازش اوامل خصم را ک
یازش آغازگرprimer extensionواژههای مصوب فرهنگستانروشی برای مشخص کردن انتهای '5 یک رِنا با اتصال آغازگر به رِناپ
تمطیلغتنامه دهخداتمطی . [ ت َ م َطْ طی ](ع اِ) خمیازه . کنهزه . کشواکش . (ناظم الاطباء). خمیازه که به هندی انگرائی گویند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). یازش . یازیدن . (ذخیره ٔ خوا
چسپیدنلغتنامه دهخداچسپیدن . [ چ َ دَ ] (مص ) اتصال یافتن جسمی باشد بجسمی دیگر که انفصال آن مشکل بود. (برهان ) (آنندراج ). اتصال یافتن و متصل شدن . (ناظم الاطباء). وصل شدن چیزی به