غلچینلغتنامه دهخداغلچین . [ غ َ ] (اِ) نعناع بری . به ترکی یارپوز گویند. مرزنگوش . (فرهنگ شعوری ج 2 ورق 187 ب ). رجوع به مرزنگوش شود.
یاربورلغتنامه دهخدایاربور. (ترکی ، اِ) اسم ترکی فودنج است . (فهرست مخزن الادویه ). یارپوز. رجوع به فودنج و پونه شود.
البستانلغتنامه دهخداالبستان . [ اَ ب ُ ] (اِخ ) نام قضایی است در سنجاق مرعش از ولایت حلب و از قسمت شمالی مرعش تشکیل شده از طرف مشرق با سنجاق ملاطیه از ولایت معمورةالعزیز، و از سمت
مشغوللغتنامه دهخدامشغول . [ م َ ] (ع ص ) در کار داشته شده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). در کار. بکار. (یادداشت مؤلف ) : لیکن تو نئی به علم مشغول مشغول به طاق و طیل