یاخچیلغتنامه دهخدایاخچی . (ترکی ، ص ، ق ) کلمه ٔ ترکی است به معنی خوب . یاخشی . رجوع به یاخشی شود.- یاخچی یاخچی کردن کسی را ؛ او را آلت بی اراده ٔ پیشرفت مقاصد خود ساختن . رجوع ب
یاخشیلغتنامه دهخدایاخشی . (ترکی ، ص ، ق ) خوب . یاخچی .- یاخشی یاخشی ؛ کنایه از مردی بی اراده . مردی که به اراده ٔ دیگران کار کند و خود جزنامی نباشد و مأخوذ است از این حکایت :
یامچیلغتنامه دهخدایامچی . (اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان زنجان واقع در 30000 گزی شمال باختری زنجان . دارای 489 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
یامچیلغتنامه دهخدایامچی . (اِخ ) دهی است از دهستان هزارپی بخش مرکزی شهرستان آمل واقع در 31000 گزی شمالی آمل دارای 60 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).
یامچیلغتنامه دهخدایامچی . (اِخ ) دهی است از دهستان یامچی بخش مرکزی شهرستان مرند و مرکز آن دهستان واقع در 14000 گزی شمال باختری مرند. دارای 395 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ا
یامچیلغتنامه دهخدایامچی . (اِخ ) نام یکی از دهستانهای تابعه ٔ بخش مرکزی شهرستان مرند است که از 32 آبادی تشکیل شده و جمعیت آن بالغ بر 21738 تن است . مرکز این دهستان دهی به همین نا
یاخشیلغتنامه دهخدایاخشی . (ترکی ، ص ، ق ) خوب . یاخچی .- یاخشی یاخشی ؛ کنایه از مردی بی اراده . مردی که به اراده ٔ دیگران کار کند و خود جزنامی نباشد و مأخوذ است از این حکایت :
یخشیلغتنامه دهخدایخشی . [ ی َ ] (ترکی ، ص ) خوب و نیک و مبارک و بهتر. (آنندراج ) (غیاث ). در لهجه ٔ امروزی آذربایجان با الف بعد از یاء به صورت «یاخشی » و اغلب با تبدیل شین به «چ
یامچیلغتنامه دهخدایامچی . (اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان زنجان واقع در 30000 گزی شمال باختری زنجان . دارای 489 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
یامچیلغتنامه دهخدایامچی . (اِخ ) دهی است از دهستان هزارپی بخش مرکزی شهرستان آمل واقع در 31000 گزی شمالی آمل دارای 60 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).
یامچیلغتنامه دهخدایامچی . (اِخ ) دهی است از دهستان یامچی بخش مرکزی شهرستان مرند و مرکز آن دهستان واقع در 14000 گزی شمال باختری مرند. دارای 395 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ا