یابشلغتنامه دهخدایابش . [ ب ِ ] (اِمص ) یابیدن . (ناظم الاطباء). یافتن . || دریافت و ادراک و هوش و فراست و دانش . (ناظم الاطباء) : چونکه گوهر نیست تابش چون بودچونکه نبود ذکر یاب
یابشacquisition 3واژههای مصوب فرهنگستانمرحلهای در چرخة فراوری (behavioral processes) که مقدم بر ساخت و کاربرد و وانهش (deposition) است و در طی آن موادِ خام معدنی فراهم میآید
ساخت 1manufactureواژههای مصوب فرهنگستانمرحلهای پس از یابش در چرخة فراوری (behavioral processes) که در آن دستساختهها در نتیجة تغییر و تبدیل مواد خام معدنی به دست میآیند
فرایند رفتار،روند رفتاریbehavioral processواژههای مصوب فرهنگستانآن دسته از فعالیتهای انسان شامل یابش و برگیرش، ساخت و آمایش، کاربرد و مصرف، افکنش و وازنش مواد که به شکلگیری بقایای ملموس باستانشناختی منجر میشود