یائسلغتنامه دهخدایائس . [ ءِ ] (ع ص ) ناامید. نومید. (منتهی الارب ). || زن عقیم و نازا. (از اقرب الموارد).
یائسگیلغتنامه دهخدایائسگی . [ ءِ س َ / س ِ ] (حامص ) حالت و چگونگی یائسه بودن . رجوع به ماده ٔ بعد شود.
یائسةلغتنامه دهخدایائسة. [ ءِ س َ ] (ع ص ) در تداول ، مؤنث یائس . لیکن در عربی صفت «یائس » است بدون تاء مانند حائض . زن عقیم و نازا. زنی که بواسطه ٔ کهولت حائض نشود. ج ، یائسات
یائسگیفرهنگ انتشارات معین(ئِ س ) [ ع - فا. ] (حامص .) پایان دوران تولیدمثل و قطع عادت ماهانه در زنان .
یائسةلغتنامه دهخدایائسة. [ ءِ س َ ] (ع ص ) در تداول ، مؤنث یائس . لیکن در عربی صفت «یائس » است بدون تاء مانند حائض . زن عقیم و نازا. زنی که بواسطه ٔ کهولت حائض نشود. ج ، یائسات
یائسگیلغتنامه دهخدایائسگی . [ ءِ س َ / س ِ ] (حامص ) حالت و چگونگی یائسه بودن . رجوع به ماده ٔ بعد شود.
گُرگرفتگیhot flushواژههای مصوب فرهنگستانیکی از علائم رایج یائسگی که بهعلت کاهش سطح استروژن بروز میکند و بهصورت احساس داغ شدن ناگهانی گردن و صورت و گاهی سایر نقاط بدن است و ممکن است از سی ثانیه تا