گیاهکفرهنگ انتشارات معین(هَ) (اِمصغ .) بخشی از رویان دانه که پس از رویش دانه و رشد به گیاه جدید تبدیل می شود.
گناهکارفرهنگ مترادف و متضادبدعمل، بزهکار، تبهکار، خطاکار، روسیاه، عاصی، متهم، مجرم، مذنب، مقصر ≠ بیگناه، پاک، مبرا
آرد کاملwhole meal 1واژههای مصوب فرهنگستانآردی که در تهیۀ آن هیچیک از اجزای مغز و پوسته و گیاهک (germ) دانههای غلات از آنها جدا نمیشود
دولپه ایلغتنامه دهخدادولپه ای . [ دُ ل َپ ْ پ َ ] (ص نسبی ) گیاه ذوفلقتین ، مانند لوبیا. (لغات فرهنگستان ). یکی از انواع گیاههای نهاندانگان که در داخل تخمکهای آن برگه ٔ مخصوصی به نا
تخمکلغتنامه دهخداتخمک . [ ت ُ م َ ] (اِ مصغر) مصغر تخم . رجوع به تخمه شود. || (اصطلاح گیاه شناسی ) در گیاه شناسی ، دانه های کوچکی است که درون تخمدان به وجود می آید و بر اثر رشد