گرمدیکشنری فارسی به انگلیسیchummy, hearty, heated, hot, mellow, neighborly, rapturous, scruff, snug, sociable, summery, warm
گرملغتنامه دهخداگرم . [ گ َ ] (ص ) پارسی باستان گرما [ در پادا: گَرما ]، اوستا گرما ، پهلوی گَرم ،هندی باستان غرما (گرمی )، ارمنی جرم ، جرمن (تب )، کردی و بلوچی گَرم ، افغانی غ