گویچهلغتنامه دهخداگویچه . [ چ َ / چ ِ ] (اِ مصغر) گوی کوچک . گوی خرد. گویک . گوچه . رجوع به گوچه شود. || در تداول علمی آن را بجای گلبول به کار برند. رجوع به گلبول شود.
گلبوللغتنامه دهخداگلبول . [ گْل ُ / گ ُ ل ُ ] (فرانسوی ، اِ) دانه های بسیار کوچک و کروی شکل که در خون پیدا میشود و بر دو قسم است : گلبول سفید و گلبول قرمز. گلبول سفید یا گویچه ها
گلبولفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهسلولهای تشکیلدهندۀ خون که به دو گونۀ سفید و قرمز تقسیم میشوند؛ گویچه.
خونلغتنامه دهخداخون . (اِ) مایعی است سرخ رنگ در بدن جانداران و آن یکی از اخلاط اربعه است بنزدقدما. (یادداشت مؤلف ). دم . (از برهان قاطع). ماده ای قرمزرنگ و سیال که در رگهای بد