گویچهلغتنامه دهخداگویچه . [ چ َ / چ ِ ] (اِ مصغر) گوی کوچک . گوی خرد. گویک . گوچه . رجوع به گوچه شود. || در تداول علمی آن را بجای گلبول به کار برند. رجوع به گلبول شود.
گویچهایستیcytostasis 1واژههای مصوب فرهنگستانانسداد مویرگها براثر کند شدن حرکت گویچههای خون و انباشت آنها در مراحل اولیۀ التهاب
بلورهای خوشهانگوریbotryoidal crystalsواژههای مصوب فرهنگستانبلورهای گویچهای که بهصورت خوشۀ انگور در کنار هم قرار میگیرند