گوچهلغتنامه دهخداگوچه . [ گ َ / گُو چ َ / چ ِ ] (اِ مرکب ) نخهای کنار لباس . (ناظم الاطباء). رشته های حاشیه ٔ جامه . (اشتینگاس ). نخ رشته شده (؟). (شعوری ج 2 ص 307).
گوچهرلغتنامه دهخداگوچهر. [ چ ِ ] (اِخ ) به عقیده ٔ مزدیسنان ستاره ای دنباله دار که هنگام تولد سوشیانس بر زمین افتد و زمین مشتعل گردد به قسمی که همه ٔ معادن و فلزات گداخته شوند و
گوچهرلغتنامه دهخداگوچهر. [ چ ِ] (اِخ ) گوچیهر. نام یکی از پادشاهان بازرنگی پارس در قرن سوم م . ظاهراً این شخص از سلاله ٔ همان گوچیهر باشد که در قرن اول م . برادر خود «ارتخشتر»نام
گوچهرلغتنامه دهخداگوچهر. [ چ ِ ] (اِخ ) به عقیده ٔ مزدیسنان ستاره ای دنباله دار که هنگام تولد سوشیانس بر زمین افتد و زمین مشتعل گردد به قسمی که همه ٔ معادن و فلزات گداخته شوند و
گوچهرلغتنامه دهخداگوچهر. [ چ ِ] (اِخ ) گوچیهر. نام یکی از پادشاهان بازرنگی پارس در قرن سوم م . ظاهراً این شخص از سلاله ٔ همان گوچیهر باشد که در قرن اول م . برادر خود «ارتخشتر»نام
گومچهلغتنامه دهخداگومچه . [ چ َ / چ ِ ] (اِ) گوچه ٔ تنگ و کم وسعت . (ناظم الاطباء). اما در فرهنگهای دیگر دیده نشدظاهراً مصحف کویچه ، کوچه باشد. رجوع به کوچه شود.