گوپتلغتنامه دهخداگوپت . [ پ َ ] (اِخ ) در دادستان دینیک در فصل 90 فقره ٔ 4 آمده : «سلطنت گوپت شاه در مملکت گوپت مجاور ایران ویج در کنار آب دایتی میباشد». در دینکرد در کتاب نهم د
گوپت شاهلغتنامه دهخداگوپت شاه . [ پ َ ] (اِخ ) عنوان اغریرث پسر پشنگ برادر افراسیاب و پسرش (پسر اغریرث ) میباشد. رجوع به یسنا ج 1 تألیف پورداود ص 48، و گوپت در همین لغت نامه شود.
گوپتالغتنامه دهخداگوپتا. (اِخ ) سلسله ٔ هندی که در قرن چهارم م . در بهار تشکیل شد. این سلسله در قرن پنجم م . به دست هونها از بین رفت .
گوپت شاهلغتنامه دهخداگوپت شاه . [ پ َ ] (اِخ ) عنوان اغریرث پسر پشنگ برادر افراسیاب و پسرش (پسر اغریرث ) میباشد. رجوع به یسنا ج 1 تألیف پورداود ص 48، و گوپت در همین لغت نامه شود.
گوپتالغتنامه دهخداگوپتا. (اِخ ) سلسله ٔ هندی که در قرن چهارم م . در بهار تشکیل شد. این سلسله در قرن پنجم م . به دست هونها از بین رفت .
چاناکیالغتنامه دهخداچاناکیا. (اِخ ) نام وزیر چاندرا گوپتا امپراطور هندوستان «کلمه شاناق باید معرب از اسم هندی چاتاکیا وزیر معروف چاندرا گوپتا امپراطور هندوستان باشد که در حدود 321
پشوتنلغتنامه دهخداپشوتن . [ پ َ ت َ ] (اِخ ) در اوستا فقط یک بار به اسم پشوتن (پشوتنو) برمی خوریم آنهم در ویشتاسپ یشت که معمولاً در جزو اوستای حالیه نوشته نشده است در فرگرد اول ی
پیلغتنامه دهخداپی . (اِ) مختصر کلمه ٔ یونانی پری فریا بمعنی دایره . علامتی مختار نشان دادن رابطه ٔ ثابت میان محیط دایره را با قطر آن . نسبت طول محیط هر دایره بقطر آن ، و آن تق