گمبللغتنامه دهخداگمبل . [ گ ُ ب ُ ] (ص ) تنومند و فربه (لهجه ٔ قزوینی ). چاق . فربه . کوتاه بالا (گلپایگانی ).
گوبللغتنامه دهخداگوبل . [ ب َ ] (اِخ ) گوبَله . یکی از شهرهای بزرگ و نامور فینیقیه که در شمال واقع بود و یونانیان آن را بوبلس نامیده اند و اکنون شهر کوچکی است به نام جبیل (جبله
گومشلولغتنامه دهخداگومشلو. [ م ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قشلاقات افشار بخش قیدار شهرستان زنجان . در 34000 گزی باختر قیدار و 23000 گزی راه عمومی . کوهستانی و هوای آن سردسیر و سک