گوملغتنامه دهخداگوم . (اِ) گیاهی است خوشبوی که به عربی آن را اذخر گویند. (برهان قاطع). گورگیا. (ناظم الاطباء). گیاه خشک که در زمین شیار کرده روید و بیخ او شبیه به بیخ نی است .
گومارلغتنامه دهخداگومار. (اِخ ) کشیش پروتستانی است که از سال 1563 تا 1614 م . زندگانی میکرد و یکی ازرهبران سرسخت کالیونیسم و مخالف آرمینیوس بوده است .و پیروان عقاید وی را «گوماری