گولیورلغتنامه دهخداگولیور. [ لی وِ ] (اِخ ) گالیور. گلیور. قهرمان داستان «مسافرتهای گولیور» نوشته ٔ داستان نویس انگلیسی جانتن سویفت (1667 - 1745 م .) میباشد.
گوالیورلغتنامه دهخداگوالیور. [ یُرْ ] (اِخ ) شهری است از هند وسطی که دارای 34500 تن جمعیت است . این شهر در زمان اسلام شاه پایتخت بوده است . قلعه ای معروف و معابد و مساجدی از قرون و
گولیوسلغتنامه دهخداگولیوس . [ گ ُ ] (اِخ ) پترس . مستشرق هلندی است که به نام سلستین معروف گردید و برای رسیدگی به اوضاع مسیحیان در سال 1670 م . به هند مسافرت نمود. و در سورات هندوس
گولیوسلغتنامه دهخداگولیوس . [ گ ُ ] (اِخ ) یاکوب . مستشرق هلندی که در سالهای (1596-1667 م .) میزیسته و مهمترین مؤلفات او فرهنگ عربی به لاتینی است که در 1653 م . در لیدن به طبع رس
گوالیورلغتنامه دهخداگوالیور. [ یُرْ ] (اِخ ) شهری است از هند وسطی که دارای 34500 تن جمعیت است . این شهر در زمان اسلام شاه پایتخت بوده است . قلعه ای معروف و معابد و مساجدی از قرون و
گولیوسلغتنامه دهخداگولیوس . [ گ ُ ] (اِخ ) پترس . مستشرق هلندی است که به نام سلستین معروف گردید و برای رسیدگی به اوضاع مسیحیان در سال 1670 م . به هند مسافرت نمود. و در سورات هندوس
گولیوسلغتنامه دهخداگولیوس . [ گ ُ ] (اِخ ) یاکوب . مستشرق هلندی که در سالهای (1596-1667 م .) میزیسته و مهمترین مؤلفات او فرهنگ عربی به لاتینی است که در 1653 م . در لیدن به طبع رس