گوفلغتنامه دهخداگوف . (اِ) بوم ، این لغت در جهانگیری به کاف تازی و در محاوره به کاف فارسی است . (آنندراج ). کوف و جغد. (ناظم الاطباء). بوف . بوم : از شهر همه خرچ خدایان رفتندچو
گوفرلغتنامه دهخداگوفر. [ ] (اِخ ) چوبی است که کشتی نوح از آن ساخته شده و گمان می رود که گوفر همان صنوبری است که در آشوریه فراوان و متداول بوده بعضی را گمان چنان است که گوفر اسم
گوفرلغتنامه دهخداگوفر. [ ] (اِخ ) چوبی است که کشتی نوح از آن ساخته شده و گمان می رود که گوفر همان صنوبری است که در آشوریه فراوان و متداول بوده بعضی را گمان چنان است که گوفر اسم
گُنجایة واسط فلهای صُلبrigid intermediate bulk containerواژههای مصوب فرهنگستانگُنجایهای با دیوارههای صُلب برای جابهجایی اقلام اختـ . گوف صُلب RIBC