گوغرلغتنامه دهخداگوغر. [ ] (اِخ ) نام رودی به کرمان که از کوهستان چهار گنبد سیرجان جاری است و با رشته ای از آبهای کوه شاه می آمیزد. (یادداشت مؤلف ).
گوغرلغتنامه دهخداگوغر. [ غ ِ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای بخش بافت شهرستان سیرجان . این دهستان در شمال باختری بافت واقع و حدود آن بشرح زیر است : از طرف شمال به دهستان بلورد و کوه پ
گوغرواژهنامه آزادنام یکی از بخش های مهم شهرستان بافت کرمان که آب وهوای آن در تابستان بسیار خوش و در زمستان سرد است مردم آن بسیار با هوشند وگردو محصول مهم آن است که به اقصی نقاط
جرنوئیهلغتنامه دهخداجرنوئیه .[ ج َ ئی ی َ / ی ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گوغر ازبخش بافت شهرستان سیرجان . این ده در سی و ششهزارگزی شمال باختری بافت در سراه مالرو گوغر به چهارطاق
باقرلغتنامه دهخداباقر. [ ق ِ ] (اِخ ) گوغری . از سران طوایف کرمان که در زمان حمله ٔ آقا محمدخان قاجار بکرمان ، با باباخان همراهی و همکاری کرده است . (از تاریخ وزیری کرمان ص 355)
جفت ریزلغتنامه دهخداجفت ریز. [ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گوغر بخش بافت شهرستان سیرجان در 30هزارگزی شمال باختری بافت و 2هزارگزی خاور گوغر. کوهستانی و سردسیر است و سکنه ٔ آن 747
چهارطاقلغتنامه دهخداچهارطاق . [ چ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گوغر بخش بافت شهرستان سیرجان . در 40هزارگزی شمال باختر بافت ، 519 تن سکنه دارد. از چشمه آبیاری میشود. محصولش غلات و ح