گوش نوازلغتنامه دهخداگوش نواز. [ ن َ ] (نف مرکب ) نوازنده ٔ گوش . که گوش را نوازش دهد (صوت و آواز). رجوع به همین ترکیب ذیل گوش شود.
گوش نوازیلغتنامه دهخداگوش نوازی . [ ن َ ] (حامص مرکب ) عمل گوش نواز. حالت گوش نواز (آواز). رجوع به همین ترکیب ذیل گوش شود.
گوش نوازیلغتنامه دهخداگوش نوازی . [ ن َ ] (حامص مرکب ) عمل گوش نواز. حالت گوش نواز (آواز). رجوع به همین ترکیب ذیل گوش شود.
نوازلغتنامه دهخدانواز. [ ن َ ] (اِمص ) حاصل مصدر نواختن است . (یادداشت مؤلف ). نوازش . (برهان قاطع) (آنندراج ). نواختن . (اوبهی ) (برهان قاطع). دلجوئی . (برهان قاطع) (ناظم الاط
شیرینفرهنگ نامها(تلفظ: širin) دارای مزهی شیرینی ؛ (به مجاز) مطبوع ، دلنشین و دلپذیر ؛ (به مجاز) زیبا ؛ (به مجاز) شیوا یا ادا شده با لهجهای گوش نواز (سخن) ؛ (به مجاز) گرامی ،
خوش آهنگیلغتنامه دهخداخوش آهنگی .[ خوَش ْ / خُش ْ هََ ] (حامص مرکب ) خوش صدائی . خوش آوائی . || گوش نوازی . ملایمت آهنگ در استماع .
خوش آهنگلغتنامه دهخداخوش آهنگ . [ خوَش ْ / خُش ْ هََ ] (ص مرکب ) آنکه در نغمه های آواز تصرفات نیکو و مطبوع کند. (ناظم الاطباء). مردمان خوش آواز یا موسیقی دان . (لغت نامه ٔ محلی شوشت