گوشیلغتنامه دهخداگوشی . (ص نسبی ) منسوب به گوش . || همانند گوش . چون گوش . به شکل گوش . || کسی که حرف هر کس را بی تحقیق باور می کند. (فرهنگ نظام ). || (اِ) محصول معینی که به شما
گوشیفرهنگ انتشارات معین(اِ.) 1 - گیرندة تلفن که به وسیلة آن صدای طرف مکالمه شنیده می شود. 2 - وسیله ای برای پوشاندن گوش برای سرما و گرما. 3 - اسبابی برای گوش دادن به صداهای درون بدن
گوشیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. قسمتی از دستگاه تلفن یا افاف شامل یک دسته و دو بخش سوراخدار.۲. (پزشکی) وسیلهای که از یک قطعۀ شیپورمانند و چند لوله تشکیل شده که بهوسیلۀ قطعهای که در گوش
آیفونواژهنامه آزادآیفون (به انگلیسی:iPhone) یک گوشی هوشمند تلفن همراه است که در روز ۹ ژانویه ۲۰۰۷ (۱۹دی۱۳۸۵) توسط استیو جابز، مدیر عامل وقت شرکت اپل معرفی شد.
اپلیکیشنواژهنامه آزادکارافزار- نرم افزار کاربردی -برنامه کامپیوتری که برای کاربری در گوشی های هوشمند تلفن همراه کاربرد دارد اپلیکیشن" یا به اختصار App بیشتر از لغت "نرم افزار" جا ا
گردنپیامیtexting neck, text-neckواژههای مصوب فرهنگستاندرد گرفتن و آسیب دیدن گردن براثر پایین انداختن سر و نگاه کردن مکرر به گوشی همراه هوشمند یا رایانک یا سایر افزارههای همراه ص.ک. نشانگان گردنپیامی text neck sy
کار بستنلغتنامه دهخداکار بستن . [ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) اِعمال . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). استعمال . (زوزنی ). ایجاف . (ترجمان القرآن ). بعمل آوردن . (آنندراج ). بجای آوردن . اج