گوسالهلغتنامه دهخداگوساله . [ ل َ / ل ِ ] (اِ مرکب ) از: گو (= گاو) + ساله (از: سال + َه «پسوند نسبت » دارای یک سال ). (از حاشیه ٔ برهان ). بچه ٔ گاو باشد. (برهان )... در اصل بچه
گوسالهگویش خلخالاَسکِستانی: gug دِروی: gug شالی: gule کَجَلی: gug کَرنَقی: gug/ gugle کَرینی: gug کُلوری: gəlu گیلَوانی: munda لِردی: gug
اسرائیللغتنامه دهخدااسرائیل . [ اِ] (اِخ ) (مملکت ...) این لفظ اولا بر تمام اسباط اثناعشر که در تحت سلطنت یک پادشاه بودند اطلاق میشد. (کتاب اول سموئیل 15:28 و 24:2). و سلطنت داود ر