گورکانلغتنامه دهخداگورکان . (اِخ ) لقب امیر تیمور (736 - 807 هَ . ق .) مؤسس سلسله ٔ تیموریان (771 - 906 هَ . ق .). محمد قزوینی در ضبط این کلمه چنین نویسد: گورکان که به مغولی به م
گورکانیلغتنامه دهخداگورکانی . (اِ) تیماج و سختیان را گویند، و با زای نقطه دار و رای فارسی هر دو آمده است .(برهان ). مصحف گوزگانی است . رجوع به گوزگانی شود.
گورکانیلغتنامه دهخداگورکانی . (اِخ ) دهی است از دهستان حرجند بخش مرکزی شهرستان کرمان واقع در 48000 گزی شمال کرمان و 8000 گزی جنوب راه مالرو شهداد به راور. کوهستانی و سردسیر و دارای
گورکانیان هندلغتنامه دهخداگورکانیان هند. [ نیا ن ِ هَِ ] (اِخ ) سلسله ای که در هند پادشاهی داشتند و مؤسس آن ظهیرالدین محمد بابر است که به پنج پشت به امیر تیمور میرسد. این سلسله را دولت
گورکانیانلغتنامه دهخداگورکانیان . (اِخ ) یا تیموریان . سلسله ای که مؤسس آن امیر تیمور گورکان بود. این سلسله از سال 771 تا 906 هَ . ق . سلطنت کردند. رجوع به تیموریان شود.
ناصری گورکانلغتنامه دهخداناصری گورکان . [ ص ِ ی ِ ] (اِخ ) محمدناصر میرزا از احفاد سلطان بایسنغر است . وی به سال 906 درگذشت . از اشعار اوست :آمد بهار و دلشده ای را که یار نیست پروای لال
گورکانیانلغتنامه دهخداگورکانیان . (اِخ ) یا تیموریان . سلسله ای که مؤسس آن امیر تیمور گورکان بود. این سلسله از سال 771 تا 906 هَ . ق . سلطنت کردند. رجوع به تیموریان شود.
گورکانیلغتنامه دهخداگورکانی . (اِ) تیماج و سختیان را گویند، و با زای نقطه دار و رای فارسی هر دو آمده است .(برهان ). مصحف گوزگانی است . رجوع به گوزگانی شود.
گورکانیلغتنامه دهخداگورکانی . (اِخ ) دهی است از دهستان حرجند بخش مرکزی شهرستان کرمان واقع در 48000 گزی شمال کرمان و 8000 گزی جنوب راه مالرو شهداد به راور. کوهستانی و سردسیر و دارای
گورکانیان هندلغتنامه دهخداگورکانیان هند. [ نیا ن ِ هَِ ] (اِخ ) سلسله ای که در هند پادشاهی داشتند و مؤسس آن ظهیرالدین محمد بابر است که به پنج پشت به امیر تیمور میرسد. این سلسله را دولت
ناصری گورکانلغتنامه دهخداناصری گورکان . [ ص ِ ی ِ ] (اِخ ) محمدناصر میرزا از احفاد سلطان بایسنغر است . وی به سال 906 درگذشت . از اشعار اوست :آمد بهار و دلشده ای را که یار نیست پروای لال