گوروئیلغتنامه دهخداگوروئی . (اِخ ) تیره ای از طایفه ٔ حمزایی ایل چهارلنگ بختیاری . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 75).
گوروئیلغتنامه دهخداگوروئی . (اِخ ) یکی از طوایف هفت لنگ بختیاری که در مال امیرسوسن سکنی دارند. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 74).
گوروئی جغروندلغتنامه دهخداگوروئی جغروند. [ ] (اِخ ) شاخه ای از تیره ٔ عیسی وند هیهاوند از طایفه ٔچهارلنگ بختیاری . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 77).
گروئیهلغتنامه دهخداگروئیه . [ گ َ ئی ی ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ باختری شهرستان رفسنجان ، واقع در 20000گزی جنوب شوسه ٔ رفسنجان و 35000گزی جنوب رفسنجان به کرمان . هوای آن
گواروئیهلغتنامه دهخداگواروئیه . [ گ َ ئی ی ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرغک بخش راین شهرستان بم که در 69000 هزارگزی جنوب خاوری راین کنار شوسه ٔ بم به جیرفت واقع شده است . هوای آن س
گورچوئیهلغتنامه دهخداگورچوئیه . [ ی ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حتکن بخش زرند شهرستان کرمان واقع در 36 هزارگزی جنوب خاوری زرند، سر راه فرعی خانوک به چترود. دامنه و معتدل است و 197
گوروئی جغروندلغتنامه دهخداگوروئی جغروند. [ ] (اِخ ) شاخه ای از تیره ٔ عیسی وند هیهاوند از طایفه ٔچهارلنگ بختیاری . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 77).
گروئیهلغتنامه دهخداگروئیه . [ گ َ ئی ی ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ باختری شهرستان رفسنجان ، واقع در 20000گزی جنوب شوسه ٔ رفسنجان و 35000گزی جنوب رفسنجان به کرمان . هوای آن