گورزلغتنامه دهخداگورز. [ گُرْ ] (اِخ ) مرکز بخش موزل از ناحیه ٔ متز کامپانْی (در فرانسه ) با 1090 تن جمعیت . کلیسایی قدیمی به سبک گتیک و رومی در این قسمت وجود دارد.
گورزردلغتنامه دهخداگورزرد. [ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رابر بخش بافت شهرستان سیرجان واقع در 37000 گزی شمال خاوری بافت و سر راه مالرو رابر به سیدمرتضی . سکنه ٔ آن 15 تن است . (
گورزردلغتنامه دهخداگورزرد. [ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رابر بخش بافت شهرستان سیرجان واقع در 37000 گزی شمال خاوری بافت و سر راه مالرو رابر به سیدمرتضی . سکنه ٔ آن 15 تن است . (
گورزو ویل کوپولسکیلغتنامه دهخداگورزو ویل کوپولسکی . [ گُرْ زُوْ وی ک ُ پُل ْ ] (اِخ ) بندری است از لهستان در کنار باس وارتا با 44000 تن جمعیت . این شهر سابقاً جزو آلمان بوده و لاندسبرگ نام دا
گورزالغتنامه دهخداگورزا. (ن مف مرکب ) کوتاه قد. قصیرالقامه . کوتوله . رجوع به فرهنگ نظام شود.- مثل گورزاها ؛ با قدی کوتاه . (امثال و حکم دهخدا ج 4 ص 1853). رجوع به گورزاد شود.
گورزانگلغتنامه دهخداگورزانگ . (اِخ ) دهی است از دهستان دهو از بخش میناب شهرستان بندرعباس واقع در 12000 گزی باختر میناب و 3000 گزی باختر راه مالرو سریک به میناب . جلگه و گرمسیر است