گودارلغتنامه دهخداگودار. (اِخ ) دهی است از دهستان کوهدشت بخش طرهان شهرستان خرم آباد واقع در یک هزارگزی باختر کوهدشت در کنار باختری اتومبیل رو خرم آباد به کوهدشت . جلگه و معتدل ما
گودارلغتنامه دهخداگودار. [ گ ُ ] (اِخ ) بنیامین (1849 - 1895 م .). آهنگساز فرانسوی متولد در پاریس . وی سازنده ٔ لاویواندیر است .
سنت گودارلغتنامه دهخداسنت گودار. [ س ِ گ ُ ] (اِخ ) کوهی است از سلسله جبال آلپ در سویس . مرتفعترین نقطه ٔ آن 3226 متر و همیشه مستور از برف است . راه آهنی که اروپای غربی و شمالی را به
متیلاز الگودارmaintenance methylase, maintenance methyltransferaseواژههای مصوب فرهنگستانمتیلازی که براساس الگوی قبلی به گروههای سیتوزین، در دِنای هوهستهای، متیل اضافه میکند
متیلدار شدن الگودارmaintenance methylation1واژههای مصوب فرهنگستانفرایند متیلدار شدن که در طی آن رشتههای همتاسازیشده مطابق با الگوی قبلی متیلدار میشوند
متیلدار کردن الگودارmaintenance methylation2واژههای مصوب فرهنگستانفرایند متیلدار کردن که در طی آن رشتههای همتاسازیشده مطابق با الگوی قبلی متیلدار میشوند
گوارش لؤلولغتنامه دهخداگوارش لؤلؤ. [ گ ُ رِ ش ِ ل ُءْ ل ُءْ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) مقوی اعضای رئیسه و معده و مصلح حال رحم است و در حفظ جنین از اسقاط بسیار مجرب است . لؤلؤ، عاق
سنت گودارلغتنامه دهخداسنت گودار. [ س ِ گ ُ ] (اِخ ) کوهی است از سلسله جبال آلپ در سویس . مرتفعترین نقطه ٔ آن 3226 متر و همیشه مستور از برف است . راه آهنی که اروپای غربی و شمالی را به
سه آسیابهلغتنامه دهخداسه آسیابه . [ س ِ ب َ ](اِخ ) دهی است از دهستان کوهدخت بخش طرهان شهرستان خرم آباد. دارای 360 تن سکنه . آب آن از چشمه ٔ چنار و رود گوداربهمن . محصول آنجا غلات ،