گوتیگفرهنگ انتشارات معین(گُ تِ) [ فر. ] (اِ.) شیوة معماری اروپای باختری از قرن 12 تا 16 م . که از ویژگی های آن تکرار عناصر بلندی ساختمان و به کارگیری تاق های نوک تیز و شیشه های پر نقش
گوتیلغتنامه دهخداگوتی . (اِخ ) طایفه ای از ساکنان قدیم زاگروس که محلشان شمال و مشرق شهرزور بوده است . این گروه نارامسین [ یکی از پادشاهان اکد ] را شکست داده بر بابل مسلطشدند و پ
گوتیرلغتنامه دهخداگوتیر. [ ی ِ ] (اِخ ) پیر ژزف (1732 - 1813 م .). حکاک و کنده کار فرانسوی که در بارسوراُب متولد شد. هنر او به شیوه ٔ لویی چهاردهم شبیه است .
گوتیلغتنامه دهخداگوتی . [ گ ُ ] (اِخ ) گوتلاند. قسمت جنوبی سوئد که در دو طرف دریاچه ٔ وترن قرار گرفته است . دشتهای گوتی غربی برای تربیت دام آماده و زمینهای گوتی شرقی زراعتی است
گوتیزلغتنامه دهخداگوتیز. [ گ َ / گُو ] (اِ) نوعی از پیمانه باشد. (آنندراج از فرهنگ فرنگ ). گونیز. کیل و قفیز. (شعوری ج 2 ص 298) : شده احسان را طبعش چنان تیزدهد سیم و زرش با کیل و
flamboyantدیکشنری انگلیسی به فارسیشعله ور، زرق و برق دار، شعله دار، شعله مانند، وابسته به مکتب معماری گوتیگ