گواهی عضویتcertificate of entryواژههای مصوب فرهنگستانگواهی انجمن حمایت و جبران خسارت که پس از طی مراحل به کشتیهای مالکانی که عضو انجمن هستند تعلق میگیرد
گواهیلغتنامه دهخداگواهی . [ گ ُ ] (حامص ) شهادت . (آنندراج ) (دهار) : بس است او برای گواهی . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 319). من به اعتماد تو تعلق به گواهی درخت کردم . (کلیله و دمنه )
گواهیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهشهادت: ◻︎ دل من همی داد گفتی گوایی / که باشد مرا روزی از تو جدایی (فرخی: ۳۹۴). گواهی خواستن: (مصدر متعدی) از کسی شهادت خواستن؛ به شهادت طلبیدن. گواهی دادن: (مصد
گروه اجتماعیsocial group, group 2واژههای مصوب فرهنگستانشماری از افراد متحد با یکدیگر که براساس الگوهای کمابیش پایدار تعاملی به طور رسمی یا غیررسمی به عضویت یک جمع درمیآیند
کلهرلغتنامه دهخداکلهر. [ ک َ هَُ ] (اِخ ) میرزا محمدرضا (1245 - 1310 هَ . ق .) از خوشنویسان و استادان خط نستعلیق و اصلاً از ایل کرد کلهر کرمانشاهان است . وی پس از گذراندن ایام ج
گیلغتنامه دهخداگی . (اِخ ) (گی لوساک ) ژزف لوئی . دانشمند فیزیک و شیمیدان فرانسوی که به سال 1778 در سن لئونار دو نوبلا به دنیا آمد. در سال 1804 قانون انبساطگازها را کشف کرد. د
ساسیلغتنامه دهخداساسی . (اِخ ) سیلوستردو... از خاورشناسان و رجال مشهور فرانسه و از مردم پاریس (1758 - 1838 م .) است . پدرش بحرفه ٔقضا اشتغال داشت . ساسی هنوز کودک بود که پدرش در
اعتداللغتنامه دهخدااعتدال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) میانه حال شدن در کمیت . (ناظم الاطباء). میانه حال شدن در کمیت و کیفیت . (منتهی الارب ). میانه حال شدن در گرمی و سردی و خشکی و تری یا